تبلیغات
بانک مقالات emaster

Site Meter

 
بانک مقالات emaster
 
 
punto_vert.gif (43 byte)
[فناوری اطلاعات , ]

دوشنبه 28 آذر 1384

گوگل مثل یک دانشگاه است نه تجارتخانه

 

  دیوید وایزمن خبرنگار برنده جایزه پرلیتزر روزنامه واشنگتن پست و نویسنده کتاب "داستان گوگل" از رمز و رازهای گوگل مثل Googleware حرف می زند و قدرت بی چون و چرای آن. حالا او ما را به درون گوگل می برد و با فضا و حال و هوای و به خصوص 2 موسس آن لری پیج و سرجی براین بیشتر آشنا می کند و از نقطه ضعف های گوگل هم حرف می زند.

 

  دیوید، در دورانی که داشتی کتابت "داستان گوگل" را می نوشتی، این فرصت را پیدا کردی که به گوگلی ها بیشتر آشنا شوی ...

 

  من هم با بنیانگذاران گوگل خیلی خوب آشنا شدم و هم با کارمندان گوگل. من می توانم بگویم که گوگل شبیه هیچ شرکتی که من در این 20 سال فعالیت در سرویس اقتصادی روزنامه واشنگتن پست با آن ها روبه رو شده ام نیست. وقتی تو آنها را ملاقات می کنی، آنها با تو بحث و مناظره می کنند. این کار مثل یک ورزش داخل اتاقی برای آنهاست. اولین باری که لری پیج (یکی از موسسان گوگل) را ملاقات کردم و بهش گفتم که من گزارشگر واشنگتن پست هستم بهم گفت کاری که تو داری می کنی هوشمندانه نیست و چیزی که شما باید انجام بدهید این است که با خبرنگاران روزنامه نیویورک تایمز هر روز به صورت Online  بحث کنید تا مردم چیزهای جذاب تری را به جای مقاله ها و گزارش های جداگانه هر کدام از این روزنامه ها گیرشان بیاید. در حقیقت لری پیج و سرجی براین وقتی برای اولین بار همدیگر را دیدند، رابطه شان با بحث شروع شد. آنها بحث کردند و بحث کردند و بحث کردند.

 

  آنها یکدیگر را دوست دارند ؟

 

  خیلی زیاد، آنها خیلی وقت ها با هم به تعطیلات می روند. توی یک دفتر در "گوگل پلکس" (ساختمان گوگل در Silicon Valley ) با هم کار می کنند. آنها عاشق و معشوقی هستند که فکرشان آنها را در این تشکیلات به هم پیوند داده است. من فکر می کنم قدرت هرکدام از آنها، مکمل قدرت دیگری است. آنها شخصیت های متفاوتی دارند. سرجی خیلی برون گراست. ولی لری پیج بیشتر اهل فکر و تعمق است. او احتمالا متفکر عمیق تری نسبت به سرجی است. سرجی برعکس نه تنها یک ریاضی دان درخشان است، بلکه یک تاجر خیلی خیلی موثر است. اگر با آدم های دور و بر گوگل پلکس صحبت کنی، می فهمی که لری پیج وقت خیلی زیادی را صرف پیدا کردن راه هایی برای کاهش هزینه های گوگل می کند، از کاهش هزینه های برق بزرگترین شبکه کامپیوتری دنیا بگیرید تا کاهش هزینه های خرید مواد غذایی برای سه وعده غذای رایگان کارمندان.

 

  گوگلی ها الان درباره موقعیت شان چه تصوری دارند؟ فکر می کنند کلی رقیب سرسخت دارند و نگران هستند و به فکر مبارزه و یا که فکر می کنند در این زمان بی رقیب هستند؟

 

  آنها کاملا درباره راز و رمزها و رقابت پارانویا دارند. اگر قوانین SEC آنها را مجبور نکرده بود وارد بورس شوند، خصوصی باقی می ماندند. چرا؟ چون تا وقتی که گوگل خصوصی باقی می ماند، می توانست سودهای بی شماری را به دست بیاورد بدون اینکه بقیه بدانند. تنها بعد از این که گوگل سهامی عام شده، مقدار خیلی زیادی از اطلاعات مالی اش را فاش کند. و افشای این اطلاعات بود که به مایکروسافت فهماند باید درباره جستجوی اینترنتی جدی تر وارد عمل شود و یاهو را هم از خواب بیدار کرد تا در فعالیت هایش در زمینه جستجو، تلاش بیشتری کند. بنابراین گوگل خیلی خیلی به فکر حفاظت از رازهایش است. خیلی خیلی هم به فکر رقابت است و نسبت به هر کسی در خارج گوگل با هر اطلاعاتی که ممکن است به افشای رازهای آنها شود شکاک است.

 

  در یک اندازه مشخص، رشد سخت می شود. در موارد زیادی حتی رشد دیگر غیرممکن می شود و بیشتر جلو رفتن غیرممکن. فکر می کنی گوگل روزی به این دیوارهای مانع پیشرفت برسد؟

 

  گوگل فعلا در دوران طفولیت خودش است. بنابراین فاصله زیادی داریم تا زمانی که گوگل به این دیوارها برسد. به هر حال، قانون عددهای بزرگ به ما می گوید که سرعت رشد با گذشت سالها نسبتا آرام می شود. اریک اشمیت، مدیرعامل گوگل این را مرتب گفته است ولی این بچه هااین قدر بلند پرواز هستند که فکر می کنم آنها جستجو خواهند کرد و به دنبال راه های جدید برای رشد و سودآوری خواهند بود. نه فقط برای ثروتمند شدن خودشان، بلکه برای سرمایه گذاری در زمینه های مورد نظرشان؛ از جستجوی اینترنتی بگیرید تا چیزهای دیگر.

 

  اجازه بده، حالا یک کم درباره فرهنگ شرکت گوگل صحبت کنیم. دیوید، کار کردن توی گوگل چه جوری است؟

 

  فضای آنجا خیلی شبیه فضای دانشگاه است اگر تو در گوگل یک مهندس نرم افزار باشی، باید با کارت زندگی کنی. آنها به تو 3 بار در روز غذا می دهند. در خود گوگل مرکز درمانی وجود دارد. آشپزخانه های رنگارنگی وجود دارد که کلی خوراکی جور واجور در آنها پیدا می شود. آدم ها در اتاقک های جدا، کار نمی کنند بلکه در فضاهای مشترکی کار می کنند که کلی با هم در ارتباط باشند. آنجا بیشتر شبیه یک مرکز دانشگاهی است تا چیزی شبیه یک مکان تجاری. با این که شرکت آنها بزرگ شده و آدم های بیشتری به جمع آنها اضافه شده اند، ولی تعداد اعضای گروه های کاری پروژه های بلند پروازانه شان را روی 3 تا 5 نفر نگه داشته اند. چون اعتقاد دارند که این، بهترین راه برای حل مسائل در هر اندازه ای (حداقل در مراحل اولیه) است. یک چیز دیگر هم اینکه هر کسی در گوگل چیزی را به نام "20% زمان" دارد. معنی اش این است که آنها یک روز از 5 روز کاری شان را صرف کارهایی می کنند که خودشان دلشان می خواهد انجام دهند؛ گوگل فهمیده که با دادن این زمان به کارمندانش، سود زیادی می برد. چون تعداد زیادی از بهترین ایده های کارمندان گوگل از دل همین زمان های 20 درصدی بیرون آمده است.

 

  یکی از چالش های بزرگ گوگل می تواند در زمینه های قانونی باشد. گوگل چطوری می خواهد در برابر این چیزها مقاومت کند و شکسته نشود؟

 

  فکر می کنم سوال خیلی جالبی کردی. گوگل همین الان در یک مبارزه قانونی با ناشران درباره چیزی است که سال ها رویای لری پیج بوده است. این که میلیون ها و میلیون کتاب داخل کتابخانه ها، دیوار ها را بشکافند و در تمام دنیا قابل دسترسی شوند. به همین دلیل به سراغ دانشگاه های هاروارد و استنفورد و میشیگان و کتابخانه عمومی نیویورک و دانشگاه آکسفورد رفت تا کتاب های آنها را اسکن کند و در اینترنت قرار دهد و قابلیت جستجو هم برای آنها ایجاد کنند. دنیای نشر از این طرح آشفته شد. چون آنها اعتقاد دارند این کار، نقض قانون کپی رایت است و علیه گوگل در دادگاه اقامه دعوا کردند. ولی گوگل حرف دیگری می زند و می گوید قانون کپی رایت به معنی حمایت از علایق عموم است و این اطلاعات را جهانی کردن و به صورت گسترده ای قابل دسترسی کردن بدون توجه به حقوق افراد، بدون توجه به مکان افراد و بدون توجه به توانایی افراد برای دسترسی عملی به یک کتابخانه واقعی، سازگار با قانون کپی رایت است.

 

  نظر من این است که این مبارزه قانونی در "دادگاه عالی" به پایان خواهد رسید. چون ما واقعا در یک زمینه قانونی جدید هستیم. قانون کپی رایت کتاب ها در فضای سایبر و با وجود موتور جستجویی مثل گوگل نوشته نشده. این قضیه هیچ نمونه مشابهی در تاریخ دادگاه ها ندارد.

 

  ما درباره قدرت های گوگل زیاد حرف زدیم. به نظرت نقطه ضعف گوگل چه چیزی است؟ چه کاری را گوگل خوب انجام نمی دهد؟

 

  فکر می کنم یکی از چیزهایی که گوگل با آن در کشاکش است، نبود حساسیت به ضعف هایش و بی میلی به دانستن این است که آنها هم ضعف دارند. بزرگ ترین پاشنه آشیل در سیستم کل گوگل چیزی است به نام "فریب کلیک" . یعنی همان قضیه کلیک کردن مردم روی تبلیغات داخل سایت گوگل که پول را به خزانه گوگل واریز می کند. پشت صحنه این کلیک کردن ها اصلا مشخص نیست. چون ممکن است یک صاحب سایتی که تبلیغات گوگل را در سایت خودش جای داده، بر روی این تبلیغات همین جوری کلیک کند. چون 18 سنت از هر یک دلار گیرش می آید. این بزرگترین تهدید برای مدل تجاری گوگل است.

 

  تو خودت گفتی که گوگل در دوران طفولیت است. سرجی براین هم گفته که گوگل تازه مرحله اول را تمام کرده. توی مرحله دوم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟

 

  فکر کی کنم مرحله دوم قرار است انواع جستجو های جدید را شامل شود که قبل از این هیچ وقت آنها را ندیده ایم. ما می خواهیم قابلیت جستجوی برنامه های تلوزیونی قدیمی و جدید را داشته باشیم، دلمان می خواهد قابلیت جستجوی Online چیزهایی مثل تماس های تلفنی را داشته باشیم. دلمان می خواهد قابلیت جستجوی Online همه چیزهایی را که در دنیا وجود دارد داشته باشیم. من فکر می کنم در نهایت چیزی که ما بهش می رسیم این است که جستجو به یک بخش به طور فزاینده مهم زندگی ما تبدیل می شود. گوگل می خواهد بازیکن اصلی در همه اینها باشد و برای در اختیار گرفتن این بخش خاص، همه چیزش را وسط گذاشته است.

 

میثم نظریانی  منبع : « www.fool.co.uk  ۷ دسامبر - برگرفته از Click »

نوشته شده توسط میثم نظریانی در  دوشنبه 28 آذر 1384  و ساعت 07:12 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

 نوشته شده توسط میثم نظریانی در  دوشنبه 28 آذر 1384  و ساعت 07:12 ق.ظ  (نظر
   

http://www.emaster-src.mihanblog.com - All Rights Reserved

Copyright @  http://www.emaster-src.mihanblog.com Design By webir.mihanblog.com Powered by mihanblog.com
آمار سایت
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]

کپی رایت

طراح قالب:
http://webir.net.tf

punto_vert.gif (43 byte)
[[cb:blog_category_name]]

دوشنبه 28 آذر 1384

گوگل مثل یک دانشگاه است نه تجارتخانه

 

  دیوید وایزمن خبرنگار برنده جایزه پرلیتزر روزنامه واشنگتن پست و نویسنده کتاب "داستان گوگل" از رمز و رازهای گوگل مثل Googleware حرف می زند و قدرت بی چون و چرای آن. حالا او ما را به درون گوگل می برد و با فضا و حال و هوای و به خصوص 2 موسس آن لری پیج و سرجی براین بیشتر آشنا می کند و از نقطه ضعف های گوگل هم حرف می زند.

 

  دیوید، در دورانی که داشتی کتابت "داستان گوگل" را می نوشتی، این فرصت را پیدا کردی که به گوگلی ها بیشتر آشنا شوی ...

 

  من هم با بنیانگذاران گوگل خیلی خوب آشنا شدم و هم با کارمندان گوگل. من می توانم بگویم که گوگل شبیه هیچ شرکتی که من در این 20 سال فعالیت در سرویس اقتصادی روزنامه واشنگتن پست با آن ها روبه رو شده ام نیست. وقتی تو آنها را ملاقات می کنی، آنها با تو بحث و مناظره می کنند. این کار مثل یک ورزش داخل اتاقی برای آنهاست. اولین باری که لری پیج (یکی از موسسان گوگل) را ملاقات کردم و بهش گفتم که من گزارشگر واشنگتن پست هستم بهم گفت کاری که تو داری می کنی هوشمندانه نیست و چیزی که شما باید انجام بدهید این است که با خبرنگاران روزنامه نیویورک تایمز هر روز به صورت Online  بحث کنید تا مردم چیزهای جذاب تری را به جای مقاله ها و گزارش های جداگانه هر کدام از این روزنامه ها گیرشان بیاید. در حقیقت لری پیج و سرجی براین وقتی برای اولین بار همدیگر را دیدند، رابطه شان با بحث شروع شد. آنها بحث کردند و بحث کردند و بحث کردند.

 

  آنها یکدیگر را دوست دارند ؟

 

  خیلی زیاد، آنها خیلی وقت ها با هم به تعطیلات می روند. توی یک دفتر در "گوگل پلکس" (ساختمان گوگل در Silicon Valley ) با هم کار می کنند. آنها عاشق و معشوقی هستند که فکرشان آنها را در این تشکیلات به هم پیوند داده است. من فکر می کنم قدرت هرکدام از آنها، مکمل قدرت دیگری است. آنها شخصیت های متفاوتی دارند. سرجی خیلی برون گراست. ولی لری پیج بیشتر اهل فکر و تعمق است. او احتمالا متفکر عمیق تری نسبت به سرجی است. سرجی برعکس نه تنها یک ریاضی دان درخشان است، بلکه یک تاجر خیلی خیلی موثر است. اگر با آدم های دور و بر گوگل پلکس صحبت کنی، می فهمی که لری پیج وقت خیلی زیادی را صرف پیدا کردن راه هایی برای کاهش هزینه های گوگل می کند، از کاهش هزینه های برق بزرگترین شبکه کامپیوتری دنیا بگیرید تا کاهش هزینه های خرید مواد غذایی برای سه وعده غذای رایگان کارمندان.

 

  گوگلی ها الان درباره موقعیت شان چه تصوری دارند؟ فکر می کنند کلی رقیب سرسخت دارند و نگران هستند و به فکر مبارزه و یا که فکر می کنند در این زمان بی رقیب هستند؟

 

  آنها کاملا درباره راز و رمزها و رقابت پارانویا دارند. اگر قوانین SEC آنها را مجبور نکرده بود وارد بورس شوند، خصوصی باقی می ماندند. چرا؟ چون تا وقتی که گوگل خصوصی باقی می ماند، می توانست سودهای بی شماری را به دست بیاورد بدون اینکه بقیه بدانند. تنها بعد از این که گوگل سهامی عام شده، مقدار خیلی زیادی از اطلاعات مالی اش را فاش کند. و افشای این اطلاعات بود که به مایکروسافت فهماند باید درباره جستجوی اینترنتی جدی تر وارد عمل شود و یاهو را هم از خواب بیدار کرد تا در فعالیت هایش در زمینه جستجو، تلاش بیشتری کند. بنابراین گوگل خیلی خیلی به فکر حفاظت از رازهایش است. خیلی خیلی هم به فکر رقابت است و نسبت به هر کسی در خارج گوگل با هر اطلاعاتی که ممکن است به افشای رازهای آنها شود شکاک است.

 

  در یک اندازه مشخص، رشد سخت می شود. در موارد زیادی حتی رشد دیگر غیرممکن می شود و بیشتر جلو رفتن غیرممکن. فکر می کنی گوگل روزی به این دیوارهای مانع پیشرفت برسد؟

 

  گوگل فعلا در دوران طفولیت خودش است. بنابراین فاصله زیادی داریم تا زمانی که گوگل به این دیوارها برسد. به هر حال، قانون عددهای بزرگ به ما می گوید که سرعت رشد با گذشت سالها نسبتا آرام می شود. اریک اشمیت، مدیرعامل گوگل این را مرتب گفته است ولی این بچه هااین قدر بلند پرواز هستند که فکر می کنم آنها جستجو خواهند کرد و به دنبال راه های جدید برای رشد و سودآوری خواهند بود. نه فقط برای ثروتمند شدن خودشان، بلکه برای سرمایه گذاری در زمینه های مورد نظرشان؛ از جستجوی اینترنتی بگیرید تا چیزهای دیگر.

 

  اجازه بده، حالا یک کم درباره فرهنگ شرکت گوگل صحبت کنیم. دیوید، کار کردن توی گوگل چه جوری است؟

 

  فضای آنجا خیلی شبیه فضای دانشگاه است اگر تو در گوگل یک مهندس نرم افزار باشی، باید با کارت زندگی کنی. آنها به تو 3 بار در روز غذا می دهند. در خود گوگل مرکز درمانی وجود دارد. آشپزخانه های رنگارنگی وجود دارد که کلی خوراکی جور واجور در آنها پیدا می شود. آدم ها در اتاقک های جدا، کار نمی کنند بلکه در فضاهای مشترکی کار می کنند که کلی با هم در ارتباط باشند. آنجا بیشتر شبیه یک مرکز دانشگاهی است تا چیزی شبیه یک مکان تجاری. با این که شرکت آنها بزرگ شده و آدم های بیشتری به جمع آنها اضافه شده اند، ولی تعداد اعضای گروه های کاری پروژه های بلند پروازانه شان را روی 3 تا 5 نفر نگه داشته اند. چون اعتقاد دارند که این، بهترین راه برای حل مسائل در هر اندازه ای (حداقل در مراحل اولیه) است. یک چیز دیگر هم اینکه هر کسی در گوگل چیزی را به نام "20% زمان" دارد. معنی اش این است که آنها یک روز از 5 روز کاری شان را صرف کارهایی می کنند که خودشان دلشان می خواهد انجام دهند؛ گوگل فهمیده که با دادن این زمان به کارمندانش، سود زیادی می برد. چون تعداد زیادی از بهترین ایده های کارمندان گوگل از دل همین زمان های 20 درصدی بیرون آمده است.

 

  یکی از چالش های بزرگ گوگل می تواند در زمینه های قانونی باشد. گوگل چطوری می خواهد در برابر این چیزها مقاومت کند و شکسته نشود؟

 

  فکر می کنم سوال خیلی جالبی کردی. گوگل همین الان در یک مبارزه قانونی با ناشران درباره چیزی است که سال ها رویای لری پیج بوده است. این که میلیون ها و میلیون کتاب داخل کتابخانه ها، دیوار ها را بشکافند و در تمام دنیا قابل دسترسی شوند. به همین دلیل به سراغ دانشگاه های هاروارد و استنفورد و میشیگان و کتابخانه عمومی نیویورک و دانشگاه آکسفورد رفت تا کتاب های آنها را اسکن کند و در اینترنت قرار دهد و قابلیت جستجو هم برای آنها ایجاد کنند. دنیای نشر از این طرح آشفته شد. چون آنها اعتقاد دارند این کار، نقض قانون کپی رایت است و علیه گوگل در دادگاه اقامه دعوا کردند. ولی گوگل حرف دیگری می زند و می گوید قانون کپی رایت به معنی حمایت از علایق عموم است و این اطلاعات را جهانی کردن و به صورت گسترده ای قابل دسترسی کردن بدون توجه به حقوق افراد، بدون توجه به مکان افراد و بدون توجه به توانایی افراد برای دسترسی عملی به یک کتابخانه واقعی، سازگار با قانون کپی رایت است.

 

  نظر من این است که این مبارزه قانونی در "دادگاه عالی" به پایان خواهد رسید. چون ما واقعا در یک زمینه قانونی جدید هستیم. قانون کپی رایت کتاب ها در فضای سایبر و با وجود موتور جستجویی مثل گوگل نوشته نشده. این قضیه هیچ نمونه مشابهی در تاریخ دادگاه ها ندارد.

 

  ما درباره قدرت های گوگل زیاد حرف زدیم. به نظرت نقطه ضعف گوگل چه چیزی است؟ چه کاری را گوگل خوب انجام نمی دهد؟

 

  فکر می کنم یکی از چیزهایی که گوگل با آن در کشاکش است، نبود حساسیت به ضعف هایش و بی میلی به دانستن این است که آنها هم ضعف دارند. بزرگ ترین پاشنه آشیل در سیستم کل گوگل چیزی است به نام "فریب کلیک" . یعنی همان قضیه کلیک کردن مردم روی تبلیغات داخل سایت گوگل که پول را به خزانه گوگل واریز می کند. پشت صحنه این کلیک کردن ها اصلا مشخص نیست. چون ممکن است یک صاحب سایتی که تبلیغات گوگل را در سایت خودش جای داده، بر روی این تبلیغات همین جوری کلیک کند. چون 18 سنت از هر یک دلار گیرش می آید. این بزرگترین تهدید برای مدل تجاری گوگل است.

 

  تو خودت گفتی که گوگل در دوران طفولیت است. سرجی براین هم گفته که گوگل تازه مرحله اول را تمام کرده. توی مرحله دوم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟

 

  فکر کی کنم مرحله دوم قرار است انواع جستجو های جدید را شامل شود که قبل از این هیچ وقت آنها را ندیده ایم. ما می خواهیم قابلیت جستجوی برنامه های تلوزیونی قدیمی و جدید را داشته باشیم، دلمان می خواهد قابلیت جستجوی Online چیزهایی مثل تماس های تلفنی را داشته باشیم. دلمان می خواهد قابلیت جستجوی Online همه چیزهایی را که در دنیا وجود دارد داشته باشیم. من فکر می کنم در نهایت چیزی که ما بهش می رسیم این است که جستجو به یک بخش به طور فزاینده مهم زندگی ما تبدیل می شود. گوگل می خواهد بازیکن اصلی در همه اینها باشد و برای در اختیار گرفتن این بخش خاص، همه چیزش را وسط گذاشته است.

 

میثم نظریانی  منبع : « www.fool.co.uk  ۷ دسامبر - برگرفته از Click »

نوشته شده توسط میثم نظریانی در  دوشنبه 28 آذر 1384  و ساعت 07:12 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

 نوشته شده توسط میثم نظریانی در  دوشنبه 28 آذر 1384  و ساعت 07:12 ق.ظ  (نظر

 

 

مطالب پیشین...

 ? گزیده غزل های حکیم فیاض لاهیجی(۳)

 صفحات :

   

http://www.emaster-src.mihanblog.com - All Rights Reserved

Copyright @  http://www.emaster-src.mihanblog.com Design By webir.mihanblog.com Powered by mihanblog.com